بررسی وحدت شخصیۀ وجود از نگاه محقق دوانی و ملاصدرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه معارف قرآن و اهل البیت (ع) دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

10.22108/coth.2019.104953.1074

چکیده

علامه دوانی، با تکیه بر قواعدی همچون وحدت وجود، انتساب ماهیت به وجود، اصل تشأن و عدم التباس موجودات به مبدأ اشتقاق، وحدت شخصیه را تبیین می‌کند. از دیدگاه او، حقیقت وجود در ذات الهی منحصر است و ماسوی منتسب به وجودند، نه آنکه سایر موجودات، امور موهوم و خیالی تلقی شوند؛ با این حال، اعتقاد به وحدت شخصی با مبانی دوانی در تضاد است. با توجه به آثار و پیامدهای آن، انسان به نتیجۀ روشن، مطلوب و معقول نمی‌رسد. سرانجام، تبیین نهایی این مطلب در حکمت متعالیه به اوج خود رسیده است. در آنجا، وجود دارای هویت عینی است که واجد مراتب متعدد است. تمام این مراتب، محل سریان و ظهور و بروز وجود است. ملاصدرا درنهایت به این نتیجه می‌رسد که به سبب شدت فعلیت مبدأ وجود، جایی برای بروز چیزی دیگر باقی نمی‌ماند. مبدأ از فرط فعلیت، بر تمامی فعلیات و تحصلات محیط است؛ درنتیجه، او هر موجود را شأنی از شؤون آن وجود تام می‌داند و معتقد است آنچه کثرات است، چیزی نیست جز تجلی صفات او در مجالی و ظهور اسماء در مظاهر. در این نوشتار، مسئلۀ وحدت شخصی وجود با تکیه ‌بر مبانی این دو فیلسوف بررسی و ارزیابی شده‌اند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Particularity Unity of Existence from Mulāsadrā and Dawānī point of view

نویسنده [English]

  • Ibrahim Rezaie
Assistant Professor of Ahl al-Bayt and Quranic Studies, University of Isfahan, Isfahan, Iran
چکیده [English]

Abstract
The question of unity of existence is one of the most fundamental mystical and philosophical issues that is discussed in this article, based on Allāmah Dawānī and Mullah Sadrā’s theoretical foundations. Allāmah Dawānī’s explanation of the question of individual unity is based on principles such as unity of existence, the attribution of essence to existence, the principle of disposition and non-confusion of creatures to the origin of derivation in the sense that the truth of existence is unique in divine essence and the rest is ascribed to the existence. BY investigating Dawānī’s basics, one should say that believing in individual unity of existence is in contrast with his basic principles. The issue is not acceptable in his thought system because by declaring both originality of existence and originality of essence to explain plurality of the universe, belief in redundancy and the relation of essences with existence and declaring disposition has basic inconsistency and internal conflict.
The issue is concluded in Mullah Sadrā’s approach because he introduces existence as an objective identity with multiple orders, orders that are only the manifestation of existence and regarding the intensity of the actuality of the origin of existence which encompasses all achievements, there is no room for other affairs. Any creature is a status of statuses of that absolute existence and plurality is nothing but the manifestation of its attributes in the opportunity of names.  The explanation is well acceptable with the Mullah Sadrā’s theory of gradation.
From what has been stated, it follows that individual unity presented by the two philosophers  only have one point in common which is that in the universe there is only one original truth; however their basic principles and manner of explanation are different. The philosophical foundations and principles that cause internal conflict of the discussion for Dawānī and transition from philosophy to mysticism for Mullah Sadrā. The summary of Mullah Sadrā' s theory as an independent theory can be brought up in this sense that in Mullah Sadrā’s views, where he considers the "essence status" of self-existence, individual unity of unconditional type is a divider that from mystical view is interpreted as "absolute identity" and "the essence of oneness". In this approach, there is nothing opposite or contrary to it and all are the emergence and manifestation of that. Existence of God is the individual one truth. But in some cases Mullah Sadrā speaks of unconditional divided existence by looking at God's "action" not His essence which is equal to the term "expanded grace" in mysticism. In this order, predication and generality are tried so that all determinations are present in that.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Particularity unity of existence
  • relation
  • particular gradation
  • Mulāsadrā
  • Dawānī
منابع
1- آشتیانی، جلال‌الدین، (1387)، هستی ازنظر فلسفه و عرفان، قم، بوستان کتاب، چاپ پنجم.
2- ابن‌سینا، حسین‌بن‌عبداله، (1371)، المباحثات، تحقیق محسن بیدارفر، قم، بیدار، چاپ اول.
3- جوادی آملی، عبدالله، (1386)، رحیق مختوم، محقق: حمید پارسانیا، ج 3 و 4، قم، اسراء، چاپ سوم.
4- حسنی، حمیدرضا، (1385)، «وحدت و کثرت وجود در حکمت متعالیه و عرفان»، پژوهش­های فلسفی کلامی، ش 3، صص 24-3.
5- دوانی، (1411ق)، ثلاث رسائل (و بذیله رسالة هیاکل النور)، محقق: احمد تویسرکانی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامى آستان قدس رضوی، چاپ اول.
6- دوانی، (1381)، سبع رسایل، محقق: تویسرکانی، تهران، میراث مکتوب، چاپ اول.
7- طباطبایی، محمدحسین، (1381)، نهایة الحکمة، مصحح، غلامرضا فیاضی، قم، مؤسسۀ آموزشی امام خمینی، چاپ دوم.
8- طوسی، خواجه نصیرالدین، (1386)، شرح الاشارات و التنبیهات، محقق: حسن‌زاده آملی، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم.
9- مطهری، مرتضی، (1381)، مجموعه آثار، ج 9، قم، صدرا، چاپ ششم.
10- ----------، (1369)، شرح مبسوط منظومه، تهران، انتشارات حکمت، چاپ اول.
11- ملاصدرا، (1376)، المشاعر (شرح رسالة المشاعر)، مصحح: جلال‌الدین آشتیانی، تهران، امیرکبیر.
12- ملاصدرا، (1383)، اسفار، محقق: غلامرضا اعوانی، ج 1، تهران، بنیاد حکمت صدرا، چاپ اول.
13- ملاصدرا، (1380)، اسفار، محقق: مقصود محمدی، ج 2، تهران، بنیاد حکمت صدرا، چاپ اول.
14- ملاصدرا، (1380)، اسفار، محقق: مقصود محمدی، ج 7، تهران، انتشارات بنیاد حکمت صدرا، چاپ اول.
15- ملاصدرا، (1382)، الشواهد الربوبیه، محقق: مصطفی محقق داماد، تهران، انتشارات بنیاد حکمت صدرا، چاپ اول.
16- ملاصدرا، (1302)، مجموعة الرسائل التسعة، قم، مکتبة المصطفوی، چاپ اول.