بررسی تطبیقی برسُم در آثار دینی زرتشتی و نگاره های باستانی ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه اراک، اراک، ایران

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

چکیده

نمادها و عناصر دینی بخش جدایی­ناپذیر و مقدس دین هستند که گاه نقش مرکزی در مراسم دینی دارند و ضمن اینکه نمادی از ایزد پرستش‌شده‌اند، حلقۀ پیوند نمادهای دیگر نیز هستند. برسُم در زمرۀ نمادها و عناصر دینی مقدسی است که در متون دینی و تاریخی و در نگاره­های باستانی، حضوری پررنگ دارد و این موضوع به ما کمک می‌کند با بررسی تطبیقی متون و نگاره­ها، به این مسئله بپردازیم که برسُم چه تطور و تحولی را در تاریخ ایران باستان سپری کرد. براساس متون زرتشتی، برسُم، دسته یا شاخه­ای از گیاه یا درخت مقدس هوم یا انار بود که با اندازه و شمار مشخص، دینمرد زرتشتی در مراسم دینی و به قصد نیایش آفریدگار و ایزدانی که هستی انسانی و جانوری را ممکن ‌ساختند، به کار می‌برد. گیاه برسُم نمایندۀ حضور عنصر اهورایی گیاهان و ایزد امُرتات در مراسم دینی و ابزاری برای برپایی جشن آفرینش گیاه بود. نگاره­های باستانی نیز گواهی متون زرتشتی دربارۀ کاربرد برسم در مراسم دینی را تأیید می‌کنند. اشیاء و نگاره­های باستانی، از مفرغ‌های لرستان تا سنگ‌نگاره­های دوران ساسانی، که بیشتر به مکان‌های دینی تعلق دارند، بر اهمیت دینی این عنصر مقدس در آیین‌های ایرانی تأکید دارند. گویا این شاخۀ مقدس، در تحول و تطور خود از مفرغ‌های لرستان تا سنگ­نگاره­های ساسانی، از باورهای زرتشتی تأثیر گرفته است و در آخرین مراحل تحول خود، متأثر از سیاست‌های دینی و ایدئولوژی پادشاهی ساسانی، به نماد قدرت سیاسی و دینی/ روحانی شاهان تبدیل شد. این نوشتار با رویکردی توصیفی‌تحلیلی و بر مبنای مطالعۀ تطبیقی متون دینی - تاریخی و بررسی نگاره­ها و آثار باستانی به‌جامانده از ایران باستان نگاشته شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Comparative Study of Barsom) branch (in Religious Monuments of Zoroastrianism and Ancient Motifs of Iran

نویسندگان [English]

  • Ali Asghar Mirzaei 1
  • Mohammad Mirzaei Rrashnoo 2
1 Assistant Professor, Department of History, Arak University, Arak, Iran
2 M.A. Graduate of Archaeology, University of Sistan & Baluchestan, Zahedan, Iran
چکیده [English]

Abstract
Religious symbols and elements are integral and sacred part of one religion that sometimes play central role in religious ceremonies and while they are symbols of worshiped God, they are a link between other symbols, too. Barsom  is among sacred religious symbols and elements that has a strong presence in both religious and historical texts and ancient motifs and this subject help us while we study the texts and motifs comparatively, we can deal with this question what  evolution ,this Barsom  has experienced in history of ancient Iran. According to Zoroastrian texts, Barsom was cluster or branches of sacred plant or tree of houm or pomegranate which was being used by Zoroastrian person in religious ceremony and in order to praise and worship the Creator and gods and for endowments that allow human and animal life. Barsom was representative of presence of God's elements of plants and peremptory God in religious ceremonies and a means of holding religious worship celebration for creation of plant. Zoroastrians considered the sacred and divine value and history for Barsom and by creating a relationship between gods, kings and heroes in ancient times, they added value to the ceremonies and redoubled adherents and religious people's faith to ritual symbols. Also, ancient motifs confirm the evidence of Zoroastrian texts based on Barsom usage in religious ceremonies. Ancient objects and motifs such as bronzes of Lorestan to lithography of Sassanid era, that  belong to religious places, emphasizes on religious importance of this sacred element in  Iranian religions. Existence of Barsom in religious and holy places such as temples (Sorkh dam and Jeihoon), catacomb and in kings' coronation ceremony also reflects the religious and political aspect of Barsom.
The existing branch of plant in bronzes of Lorestan which possibly belong to  Fe-II and Fe-III, it seemed to be the first signs of Barsom in history of Iran which first were appeared as a branch of date palm or pomegranate tree but later the  role of Barsom has been more important  in Davud's shop catacomb that probably belongs to Mede period, and in next changes until the end of Sasanian periods, increased to several branches of plants or trees. In Jeihoon treasure that probably belongs to Achaemenid period, the role of this branch or plant on votive plaques that the clergyman wear, reflects the another evolution of this sacred religious symbol. Also, obtained firebox of Cappadocia who was a member of Achaemenid empire at that time, has the magi material role in four sides of itself that  is on hand of prayer and praise. This tradition was continued in Seleuci and Parthian periods , in Fars that  partakes governed and in stone motif near Perspolis that a clergyman was seen with camouflage and Barson. In great statues of Antiochus III, Apollo or Mehr, Zeus in Nimrudagh, Izadmehr was seen holding a Barsom and this is representing of new evaluation that this sacred plant which in the past was used in Mogan's hand and in prayer ceremony, in this works, was seen in great Izad's hand and in coronation petroglyph  of Ardeshir II in Tagh bostan, he  is holding a Barsom in his hand ,too. Petroglyph  of Ardeshir Babakan in Naghshe Rostam shows the scene that Ahouramazda bestowed kingdom, authority and  king's spirituality position to the founder of Sassanid kingdom in the form of ring symbol and Barsom.
So, in adaptive approach, we can describe  the discrepancies and subscriptions of Barsom usage in this way that Barsom in  its evolution of Lorestan bronzes to Petroglyph  of Ardeshir Babakan and Tagh bostan, was used to perform ceremonies and spiritual rites in religious ceremony and this  sacred branch apparently in the first usage was in the authority of religious people who used them as a plant symbol of creation in  their prayer and praise ceremonies. This issue was continued even after that religious ceremonies were affected by Zoroastrian beliefs and Zoroastrian religious people. But in the last step of its evolution, it was affected by religious politics of Sasanian kingdom and its royal ideology and converted to symbol of political and religious / spiritual power of kings. In another words, the sacred branch from religious and ritual ceremony was converted to political and religious symbol of a powerful king. It seems that the kings and Zoroastrian religious people  with representation of Barsom in hands of goddesses such as Ahoramazda and Mehr and bestowing it to Kings in  enthronement ceremonies that were represented bestowing political and religious power from Godessto kings, actually considered Barsom as a symbol of their legal power and linked religion to politics.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Barsom
  • Zoroastrianism
  • lithography
  • religious symbols
  • plant
منابع

1- استرابون، (1382)، جغرافیای استرابو، ترجمۀ همایون صنعتی‌زاده، تهران، انتشارات بنیاد موقوفات افشار یزدی، چاپ اول.

2- بویس، مری، (1375)، تاریخ کیش زردشت، ترجمۀ همایون صنعتی­زاده، ج 1، تهران، چاپ دوم.

3- بویس، مری، (1389)، زردشتیان باورها و آداب دینی آنها، ترجمۀ عسکر بهرامی، تهران، ققنوس، چاپ پانزدهم.

4- بویس، مری، گرنت، فرانتز، (1375)، تاریخ کیش زردشت پس از اسکندر گجسته، ترجمۀ همایون صنعتی‌زاده، ج 3، تهران، انتشارات توس، چاپ اول.

5- بویس، مری، (1375)، هخامنشیان، ترجمۀ همایون صنعتی­زاده، ج 2، تهران، نشر توس، چاپ اول.

6- پوپ، آرتور، اکرمن، فیلیس، (1387)، سیری در هنر ایران، ج 7، ویرایش زیرنظر سیروس پرهام، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ اول.

7- پورداود، ابراهیم، (1380)، یسنا، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ اول.

8- پورداود، ابراهیم، (1347)، یشت­ها، ج 1، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و هنر، چاپ دوم.

9- جلالی‌مقدم، مسعود، (1384)، آئین زروانی: مکتب فلسفی - عرفانی زرتشتی بر مبنای اصالت زمان، تهران، مؤسسۀ انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.

10- دهخدا، علی‌اکبر، (1377)، فرهنگ لغت فارسی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

11- دونمز، شوکت، ایروانی قدیم، فرشید، (1386)، «آئین آتش در کاپادوکیه»، ترجمۀ بهرام آجورلو، مجلۀ پیام باستان­شناس، شماره هفتم، صص 62- 61.

12- زنر، آر. سی، (1384)، طلوع و غروب زردشتی­گری، ترجمۀ تیمور قادری، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.

13- زنر، آر. سی، (1375)، زروان یا معمای زرتشتی‌گری، ترجمۀ تیمور قادری، تهران، انتشارات فکر روز، چاپ اول.

14- سرفراز، علی‌اکبر و بهمن فیروزمندی، (1387)، باستان­شناسی و هنر دوران تاریخی (ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی)، تهران، انتشارات مارلیک، چاپ چهارم.

15- شایست ناشایست، (1369)، آوانویسی، ترجمۀ کتایون مزداپور، تهران، مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول.

16- فردوسی، ابوالقاسم، (1389)، دیوان کامل شاهنامه فردوسی، تهران، ناشر آدینه سبز، چاپ دوم.

17- فردوسی، ابوالقاسم، (1391)، شاهنامه، پژمان پورحسین، ناشر تک بوک.

18- فقیهی محدث، فریده، (1390)، قربانی در ادیان الهی، ویراستار پروانه عادل‌زاده، تبریز، انتشارات مولی علی، چاپ اول.

19- کریستن سن، آرتور امانوئل، (1384)، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ رشید یاسمی، تهران، دنیای کتاب.

20- گیرشمن، رومن، (1390)، هنر ایران در دوران پارتی و ساسانی، ترجمۀ بهرام فره­وشی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم.

21- گیرشمن، رومن، (1390)، هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، ترجمۀ عیسی بهنام، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم.

22- ماری کخ، هاید، (1387)، از زبان داریوش، ترجمۀ پرویز رجبی، تهران، نشر کارنگ، چاپ سیزدهم.

23- محمد­پناه، بهنام، (1386)، کهن دیار (مجموعه آثار ایران باستان در موزه­های بزرگ جهان)، تهران، انتشارات سبزان، چاپ سوم.

24- محمدی­فر، یعقوب، امینی، فرهاد، (1394)، باستان‌شناسی و هنر ساسانی، تهران، ناشر شاپیکان، چاپ اول.

25- ملازاده، کاظم، (1393)، باستان­شناسی ماد، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول.

26- ملکزاده، فرخ، (1350)، «آتشدان از دوران ماد و هخامنشی در کاپادوکیه، آسیای صغیر، بررسی‌های تاریخی»، شمارۀ 31 ، صص 1 تا 32.

27- میرمحمدی تهرانی، نیلوفر، (1380)، بررسی و طبقه‌بندی مفرغ­های لرستان (در موزۀ ایران باستان)، پایان‌نامۀ دورۀ کارشناسی ارشد باستان­شناسی، دانشگاه تربیت مدرس.

28- هرتسفلد، ارنست، (1381)، ایران در شرق باستان، برگردان همایون صنعتی‌زاده، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی، چاپ اول.

29- هرمان، جورجینا، (1387)، تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان، ترجمۀ مهرداد وحدتی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم.

30- هژبری نوبری، علیرضا، سبزی دوآبی، موسی، (1390)، «سنجاق­های میله­ای لرستان»، مجلۀ جامعه­شناسی تاریخی، دورۀ 3، صص 165- 188.

31- وندن برگ، لویی، (1379)، باستان‌شناسی ایران باستان، برگردان عیسی بهنام، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول.

32- ویسهوفر، یوزف، (1386)، ایران باستان از 550 پیش از میلاد تا 650 پس از میلاد، ترجمۀ مرتضی ثاقب­فر، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ نهم.

33- Balcer, J. M. (1993). The ancient persian satrapies and satraps in western Anatolia. Archäologische Mitteilungen aus Iran, 26, 81-90.

34- Boyce, M. (2011(. “ĀB-ZŌHR,” Encyclopedia Iranica, I/1, pp. 48-50,

 http://www.iranicaonline.org/articles/ab-zohr.

35- Debevoise, N. C. (1942). The rock reliefs of ancient Iran. Journal of Near Eastern Studies, 1(1), 76-105.

36- Kanga, M. F,) 1988(, Barsom, Encyclopedia Iranica,

 http://www.iranicaonline.org/articles/ab-zohr.Vol. III, Fasc. 8, pp. 825-827.

37- Kotwal, F. M., & Kreyenbroek, P. G. (2003). The Hērbedestān and Nērangestān. Volume II: The Nērangestān, Fragard 2. Studia Iranica, 30.